چرا از زندگی لذت نمیبریم؟

یکی از دلایل آن میتواند وجود تله های زندگیمان باشد.
ما در دوران کودکی به شیوه‌های مختلف آسیب دیده ایم: طرد انتقاد حمایت افراطی بدرفتاری بی توجهی یا محرومیت.

در اثر این تجارب اولیه تله های زندگی بخشی از وجود ما شده. بعد از طی دوران کودکی و ترک خانه پدری با ایجاد موقعیت ها یا انتخاب افراد به بازآفرینی همان شرایط تلخ اولیه دوران کودکی می پردازیم. به عبارتی در حال حاضر دیگران ما را کنترل میکند با ما بدرفتاری می کند یا به نیازهای ما توجه نمی کند و از این رو تله های زندگی دست از سر ما بر نمی دارد و تداوم می یابد شاید به دلیل همین تداوم طلاهای زندگی است که در دستیابی به اهداف زندگی با ناکامی و شکست روبرو می شویم.

خانواده ها در دهه های اخیر با مسائل متعددی از جمله مشکلات زندگی خانوادگی اشتغال بیماریهای جدید اعتیاد چگونگی ارتباط با فرزندان و غیره مواجه شده اند. فراوانی و تنوع این مشکلات موجب گردیده که اکثر خانواده ها درگیر مسائل درونی خود باشند و این امر در نهایت اثر سوئی بر کارکرد مطلوب آنان داشته است.

موثرترین راه های مبارزه با مشکلات 

به نظر می رسد یکی از موثرترین راه های مبارزه با این مسائل آگاه کردن همه اعضای خانواده می باشد و برای دسترسی به این منظور تربیت و بازآموزی مشاوران از اهمیت بسزایی برخوردار است تا به این ترتیب آنها بتوانند به خانواده ها برای رفع مشکلات زندگی کمک کند و در نتیجه خانواده به انسجام درونی دست یافته و قادر باشد نقش سازنده خود را در تربیت نسل و اجتماع به خوبی ایفا کند.

تغییرات ناگهانی در درون خانواده همراه با تغییرات افراطی در اشکال خانواده بوده است ویژگی امروز زندگی خانوادگی الگوهای بسیار متعدد آن است مانند خانواده های هسته ای خانواده های تک والدی زندگی تجردی خانواده های بدون فرزند ازدواج های مجدد پدرخواندگی و مادر خواندگی خانواده و فرزند خواندگی خانواده چند نسلی ازدواج های قراردادی غیر سنتی و همزیستی همجنسگرایان.
انواع شکل های خانواده در نتیجه نیازهای افراد و انتخاب های آنان ممکن است در جوامع مختلف دیده شود.