یکی از اختلالات روانی که عمدتاً تشخیص داده می‌شود اختلال کاستی توجه و یا بیش‌فعالی است، نوعی اختلال عصبی رشدی که الگوی بادوام بی‌توجهی و یا بیش‌فعالی را شامل می‌شود. ملاک‌های تشخیص و نام این اختلال ظرف چند دهه اخیر به طور قابل ملاحظه‌ای تغییر کرده است و آنچه به پیچیدگی بیش‌فعالی می‌افزاید مجادله‌هایی هستند که بر سر شیوع، علت‌ها، روند و درمان آن صورت گرفته‌‌اند.

افرادی که ملاک‌های تشخیصی را برای بیش‌فعالی برآورده می‌کنند تا حد شدید الگوهای رفتاری دارند که در آن‌ها بی‌توجهی و تکانشگری هستند. در صورتی که کودکان مبتلا به بیش‌فعالی هردو مجموعه ملاک‌ها را حداقل برای مدت شش ماه برآورده کرده باشند متخصصان بالینی می‌توانند آن‌ها را از نوع مختلط نیز تشخیص دهند. اگر آن‌ها ملاک‌های بی‌توجهی اما نه بیش فعالی-تکانشگری را  ظرف شش ماه گذشته داشته باشند متخصصان بالینی آن‌ها را مبتلا به بیش‌فعالی (عمدتاً کم‌توجه) تشخیص می‌دهند.

از سوی دیگر اگر آن‌ها مجموعه ای از ملاک‌های دوم را برآورده کرده باشند اما ظرف شش ماه گذشته بی‌توجهی نشان نداده باشند آن‌ها راعمدتاً(بیش فعال- تکانشگر) تشخیص می‌دهند. زمانی پژوهشگران تصور می‌کردند که نشانه‌های بیش‌فعالی در نوجوانی کاهش می‌یابد اما اکنون می‌دانند که افراد مبتلا به بیش‌فعالی همچنان در نوجوانی و بزرگسالی این نشانه‌ها را تجربه می‌کنند. در دوران نوجوانی مشکلات کم‌توجهی باقی می‌ماند و مشکلات رایج در کارکرد اجرایی برجسته می‌شود،  کارکردهای اجرایی تکالیفی نظیر خوداندیشی، خویشتنداری، برنامه‌ریزی،  دوراندیشی، به تأخیر انداختن ارضا، تنظیم عاطفه، و مقاومت در برابر حواس‌پرتی را شامل می‌شود.

بزرگسالان مبتلا به بیش‌فعالی به احتمال بیشتری کاستی‌هایی در حافظه کوتاه‌مدت، توجه مستمر، فصاحت کلام و سرعت پردازش دارند، مشکلاتی که باعث می‌شوند آن‌ها از بزرگسالان بدون بیش‌فعالی پیشرفت تحصیلی کمتری داشته باشند.