تکنیک های پیشرفته مشاوره

بسیاری از افراد که می خواهند مشاور شوند تکنیک های پیشرفته مشاوره ، مشاوره خانواده ، مشاوره کودک و نوجوان، بیش فعالی و ADHD  با سالها دانش و تجربه در این زمینه به سوی این نقش می آیند که به اندازه کافی با روند مشاوره مطابقت دارند که می توانند بدون آموزش های دیگر به راحتی در این نقش جدید به فعالیت بپردازند. معلمان آموزش ویژه ، مشاوران راهنما، روانشناسان مدرسه، متخصصان مداخله و مشاوران رفتاری احتمالاً مهارت و دانش پیش نیاز را دارند که فرآیند مشاوره را شروع کنند.

برخی دیگر ، به ویژه دستیاران کلاس یا متخصصان حرفه ای ، ممکن است هرگز آموزش رسمی در مهارت های ارتباطی یا مهارت های اجرایی دریافت نکرده باشند. آن‌هایی که برای مشاوره از خارج از سیستم‌های مدرسه می‌آیند (به عنوان مثال، از رشته های مشاوره یا روانشناسی بالینی) ممکن است دانش دقیقی از چگونگی عملکرد مدارس و یا ویژگی‌های قانون آموزش (آموزش ویژه / بخش ۵۰۴)نداشته باشد.

ما معتقدیم که فرآیند آموزش پایه به اندازه کافی ساده است که می‌تواند توسط افراد با آموزش نسبتا کم، مانند دانش آموزان دبیرستانی، کمک معلم ها، و دانشجویان یا کاروزان روانشناسی مدرسه انجام شود.

با این وجود، مواقعی وجود دارد که مشاوره خیلی بیشتر از یک کار ساده است، و وقتی در این حالت مشاوره انجام شود، این اتمال بالا میرود که دانش آموزانی که مشاوره شده اند نه تنها به اهداف تحصیلی خود مانند کسب نمرات مطلوب دست یابند بلکه قادر خواهند بود مهارتهای اجرایی خود را به میزان قابل توجهی بهبود بخشند تا جایی که آنها میتوانند آنچه آموخته اند را تعمیم دهند.

فنون تکنیک های پیشرفته مشاوره و روان درمانی

برای این کار ، مشاوران باید دارای یک مهارت بسیار اساسی باشند که شامل تکنیک های ارتباطی ، دانش تخصصی در زمینه مهارت های اجرایی و همچنین خودشان دارای مهارت های اجرایی کارآمد ، مهارت در فرایند حل مسئله و درک چگونگی ساختار مدارس و اینکه چگونه می توان مشاورگری را به عنوان بخشی از یک برنامه آموزش فردی (IEP) از طریق آموزش ویژه یا به عنوان بخشی از یک برنامه 504 گنجاند، باشند.

مهارت و دانشی را که مشاوران در سطح “پیشرفته” باید داشته باشند و همچنین شرح شغل ، انواع کارهایی را که معمولاً انجام می دهند ، ذکر می کند. در ادامه این فصل ، ما یک سری پنج بخشی از معیارهای آموزشی را ارائه می دهیم تا مشاوران با مهارتهایی که معتقدیم برای مشاوره در سطح پیشرفته مهم هستند آشنا شوند: مهارت های ارتباطی ، مهارت های اجرایی ،اثربخشی مستند سازی مشاوره، حل مسئله و آگاهی از برنامه های بخش 504 ، آموزش ویژه و RTI.

منظور ما این نیست که نشان دهیم که مشاوره ابتدایی به خودی خود موثر نیست -در واقع، پژوهش تا به امروز مدل‌هایی را مورد بررسی قرار داده‌است که به عنوان بهترین مدل مشاوره ما طبقه‌بندی شده‌اند. با این وجود، ما معتقدیم که آموزش می‌تواند در سطح بالاتری نیز ارائه شود و به دانش آموزان نه تنهاکمک می‌کند تا موفقیت تحصیلی خود را بهبود بخشند(همانطور که توسط نمرات آزمون و کارنامه های آنها اندازه گیری شد) بلکه کمک می کندتا  مهارتهای اجرایی‌شان را نیز ارتقا بخشند تا بتوانند به طور مستقل از آنچه آموخته اند برای مقابله با چالش های جدید و دستیابی به اهداف بالاتر استفاده کنند.

چگونه می توان از این روش های آموزش استفاده کرد

مشاوران را می توان به صورت جداگانه یا گروهی آموزش داد. برای مهارتهایی که مشاوران نیاز دارند آموزش به بهترین نحو توسط یک متخصص در یک محیط گروهی انجام می‌شود که مراحل زیر را دنبال می‌کند:

  1. تشریح مهارتهای برای آموزش

۲. مثال‌هایی از مهارتها را از طریق الگوسازی ارائه دهد، و پس از آن بر روی عناصر کلیدی این مهارتها بحث شود.

۳. شرکت کنندگان این مهارت را از طریق نقش بازی کردن و فعالیت‌های دیگر تمرین می‌کنند.

4- برای بهبود سطح مهارت شرکت کنندگان ، به آنها بازخورد اصلاحی ارائه دهید.

متاسفانه این سطح آموزش می‌تواند به عنوان مانعی برای آموزش باشد چرا که مدارس اغلب فاقد پرسنل یا منابع لازم برای پشتیبانی از آن هستند. برای غلبه بر این مانع، و کمک به ایجاد ارتباط بین خلاهای آموزشی در ادامه این فصل، بر روی مهارت‌ها و مبنای دانش تمرکز می‌کنیم که برای آموزش سطح پیشرفته، ارایه شرح و مثال‌های هر یک از مهارت‌ها ضروری هستند.

معیار اول: مهارت های ارتباطی

مهارت‌های ارتباطی که بسیار ضروری هستند در فرآیند مشاوره عبارتند از: تفسیرکردن، گوش دادن فعال، پرسیدن سوالات بازپاسخ، اسکفولدینگ، ارائه دستورالعمل ها به صورت واضح و تشویق ها موثر. هر یک از این موارد در ادامه هم تعریف میشوند، با مثال‌های و سناریوهای آموزشی که مشاور در آموزش می‌تواند برای تمرین مهارت‌ها استفاده کند.

تفسیر کردن تکنیک های پیشرفته مشاوره

تفسیر کردن به معنای به دست آوردن ماهیت چیزهایی که کسی گفته است و به صورت موجز بیان کردن آن است. تفسیرکردن چندین هدف دارد: (1) این نشان می دهد که شما با دقت پیشرفت کرده اید (2) به شما امکان می دهد صحت آنچه شنیده اید را بررسی کنید و (۳)به گوینده اجازه می‌دهد تا حرف‌های خود را بشنود بنابراین اگر این تفاسیر آن چیزی نبود که او قصد انتقال آن را داشت، می تواند حرفهای خود را اصلاح کند.

مثال 1

دانش آموز: من باید مقاله انگلیسی خود را در آخر هفته شروع کنم، که به این معنی است که باید این کتاب را تمام کنم و بعد متوجه شوم کدام جنبه از این کتاب است که می‌خواهم درباره آن بنویسم. و من باید این کار را به صورت فشرده انجام دهم زیرا امتحان ریاضی دارم و باید برای آن مطالعه کنم و گزارش آزمایش شیمی ام را تمام کنم. اوه ، و من 2 ساعت خدمات اجتماعی دارم که باید روز شنبه صبح انجام دهم!

مشاور: بگذار این موضوع را برایت روشن سازم. شما باید برای یک امتحان ریاضی مطالعه کنید، یک گزارش آزمایشگاه شیمی برای انجام دادن، 2 ساعت خدمات اجتماعی و یک مقاله انگلیسی برای شروع کردن – که به معنای به پایان رساندن این کتاب و فهمیدن آنچه میخواهید در مورد آن بنویسید است.

مثال 2

دانش آموز: خانم دابسون مقاله ای را که من در مورد معاملات جدید نوشتم را دوست نداشت. او گفت من وقت کافی را صرف صحبت کردن در مورد چگونگی واکنش کشور به آن و مقاومت جمهوریخواهان نکردم. او همچنین گفت كه باید در مورد آنچه كه در این قانون وجود دارد ، جزئیات بیشتری را بررسی میکردم. و سپس او گفت من اشتباهات املایی و نگارشی زیادی داشتم.

مشاور: به نظر می رسد که او به دنبال اطلاعات بیشتر در مورد محتوای قوانین جدید معاملات جدید و چگونگی دریافت آن توسط کشور و حزب مخالف است. و به نظر می‌رسد که از شما می‌خواهد قبل از اینکه آن را تحویل دهید، مقاله را بازخوانی کنید.

دانش‌آموز: در واقع، من آن را بازخوانی کردم – من در تعیین اشتباهاتم خیلی خوب نیستم.

در مثال دوم ، مشاور این فرضیه قابل فهم را مطرح كرد كه چون دانش آموز خطاهای املایی و نگارشی زیادی مرتكب شده است ، او مقاله را بازبینی نکرده است. با بیان این جمله به عنوان بخشی از تفسیر، به دانش آموز فرصتی برای توضیح داد. اکنون مشاور اطلاعات بیشتری برای کار دارد: اگر مشخص شود که او توانایی در درک اشتباهاتش ندارد ، ممكن است از كسي بخواهد كه این مقاله را براي او تصحيح كند.

گوش دادن توام با تفکر تکنیک های پیشرفته مشاوره

این مهارت شامل دو مؤلفه است: گوش دادن به دقت و گوش دادن توام با تفکر. شنوندگان متفکر سعی می کنند تا آنچه یک فرد از نظر گوینده و یا چارچوب درونی مرجع می گوید را به صورتی همدلانه درک کنند. با این حال ، به جز همدلی ، این نوع شنونده آنچه را که گوینده می گوید را بدون موافقت یا مخالفت قبول می کند. پاسخ اندیشمندانه به معنی انتخاب احساسات موجود در سخنان گوینده و نه فقط واقعیت ها یا ایده ها است. این به معنی صفر کردن مولفه‌های شخصی و نه غیرشخصی اظهارات گوینده، و پاسخ دادن به پذیرش و همدلی به جای بی‌تفاوتی یا قضاوت است.

مثال 1

دانش آموز: من تکالیف ریاضی ام را در خانه رها کرده ام زیر ا آقای هاوکینز به من گفتند که قوانین بدین گونه است که با انجام تکالیف تنها نیمی از نمرات دروس را می توانم کسب کنم. من یک نمره C در این کلاس گرفته ام و نمیتوانم یک نمره پایین دیگر بگیرم، او می داند که من دارای نمرات ADD هستم شما فکر می کنید که او بمن آسان میگیرد.

مشاور: به نظر میرسد که از نمره خود در کلاس ریاضی عصبانی هستید و شاید کمی ناراحت باشید که معلم ریاضی شما نمی تواند تاثیر اختلال توجهی شما در کلاس را درک کند.

مثال 2

دانش آموز: بسیار خوب، برنامه من این بود که در سالن مطالعه به مطالعه برای امتحان تاریخ جهانم بپردازم. اما همزمان جنی و کیتلین بر روی پروژه علوم انسانی خود داشتند کار میکردند، و از آنجا که من این کلاس را در دوره قبلی گذرانده بودم، سوالاتی از من می‌کردند و از من می‌خواستند که به آنها کمک کنم. من نمی خواستم آنها را عصبانی و ناراحت کنم ، بنابراین نیمی از وقت مطالعه‌ام را با آنها گذراندم. وقتی ساعت را نگاه کردم و دیدم که فقط 15 دقیقه برای مطالعه وقت دارم ، کاملاً عصبانی شدم. وقتی برگ امتحان را گرفتم خشکم زد و نتوانستم به نیمی از سوالات پاسخ دهم حتی آنهایی که من خوانده بودم.

مشاور: به نظر میرسد که از دست خودتان خیلی عصبانی هستید که نتوانستید به دوستانتان بگویید که خودتان درس دارید و باید برای امتحان مطالعه کنید. و بعد نداشتن وقت کافی برای مطالعه اینقد شما را مضطرب کرد که هنگام امتحان دادن ذهنتان کاملا برای پاسخ دادن مسدود شده بود.

 

سوالات باز در مقابل سوالات بسته

سؤالات باز به منظور جمع آوری اطلاعات بیشتر در مورد چیزی که یک دانش آموز در مورد آن صحبت می کند طراحی شده است. آنها به دانش آموزان کمک می کنند تا از مهارت های اجرایی خود استفاده کنند:

برای مثال ، حافظه کاری (“همه چیزهایی را که باید برای تکلیف امشب انجام دهید به من بگویید”) یا مهارت‌های دیگر مثل برنامه‌ریزی (” چه مراحلی را برای تکمیل پروژه علوم زمین انجام می دهید؟) و فراشناخت ( چگونه میخواهید برای میان ترم جامعه شناسی مطاله کنید؟ یا “جلسه شما با گروه مطالعاتی شما چگونه گذشته است؟”).

سؤالات باز دانش آموزان را وادار می کند تا عمیق تر درباره چگونگی نزدیک شدن به یادگیری و کارهای علمی فکر کنند. سوالات بسته، سوالا بله/خیر یا هر سؤال دیگری هستند که برای ایجاد یک پاسخ دقیق طراحی شده اند. مشاوران از هر دو نوع سؤال استفاده می کنند و باید بدانند چه موقع باید از هر یک استفاده کنند. قابل ذکر است که افرادی زیادی وجود دارند که هنگام کار با مشاور در زمینه سوالات باز دچار مشکل هستند. دانش آموزانی که از لحاظ شناختی انعطاف ناپذیر هستند ، مانند دانش آموزان مبتلا به سندرم آسپرگر یا ناتوانی در یادگیری غیر کلامی ، ممکن است پاسخ به این سؤالات را بسیار دشوار بدانند.

هنگام کار با این دانش آموزان ، ممکن است مشاوران نیاز به تغییر نحوه سؤال برای متناسب ساختن آن با سبک دانش آموزان خود داشته باشند. این معمولاً به معنای پرسیدن سؤالات بسته و دادن انتخاب به دانش آموزان است (به عنوان مثال ، “اجازه دهید من چند روش مختلف را برای انجام این کار توصیف کنیم و به من بگویید که کدام یک ممکن است بهتر باشد”).

مشاوره میتواند بهتر جواب دهد هنگامی که تمرکز دقیق تر میشود- برای مثال، کمک به دانش آموزان برای تهیه یک چک لیست برای چیزهایی که باید انجام دهند و یا به یاد داشته باشند. با وجود افراد دارای کندذهنی معمولی، در مشاوره از ترکیبی از سوالات باز و بسته استفاده میشود. چند مثال از این که چگونه هر نوع پرسش در فرآیند مشاوره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نمونه هایی از سوالات باز تکنیک های پیشرفته مشاوره

  • “برنامه مطالعه شما برای آخر هفته چیست؟”
  • “چگونه می خواهید برای امتحان اسپانیایی خود مطالعه کنید؟”
  • “با توجه به تکالیف زیاد درسی که دارید ، چگونه می خواهید بر روی تمرین تئاتر خود در مدرسه کار کنید؟”
  • ” نظرتون در مورد تکمیل کردن دفتر علومتان چیست؟”
  • “من متوجه شده ام که برای شما سخت است که تخمین بزنید چقدر طول می کشد تا یک مقاله را بنویسید. فکر می کنید چه کاری می توانید برای رفع آن انجام دهید؟”
  • “به نظر می رسد مطالعه در اتاق خواب برای شما مؤثر نیست زیرا حواس پرتی زیاد برای شما ایجاد می کند. آیا ایده های دیگری را برای مکان های دیگر که می توانستید تحصیل کنید ، دارید؟”

هدف از همه این پرسش‌ها، تشویق دانشجویان برای رسیدن به استراتژی‌های خود یا خلق راهکارهای خود برای حل مشکلات است. خیلی اوقات ، این نوع سؤالات باز منجر می شود که مربی قادر به ارائه پیشنهاداتی باشد. به عنوان مثال ، گفتگوی زیر را در نظر بگیرید:

مربی: چگونه می خواهید برای امتحان اسپانیایی خود مطالعه کنید؟

دانش آموز: من واقعاً در مورد آن فکر نکرده ام. فکر کنم قصد دارم که لیست واژگان را در هر فصل بخوانم و اصطلاحات اسپانیایی را مرور کنم و این کار را ادامه دهم تا اینکه همه را به خاطر بسپارم.

مربی: اگر معلم شما اصطلاحات اسپانیایی را به شما بدهد و از شما بخواهد ترجمه انگلیسی را بنویسید ، چه می کنید؟

دانش آموز: نکته خوبی است! فکر کنم که بهتر است اصطلاحات اسپانیایی و انگلیسی هر دو را بخوانم.

مربی: نظرت در مورد فلش کارت چیه؟

دانش آموز: از آن متنفرم! خیلی کار وقت گیری است.

مربی: آیا می دانید برنامه های فلش کارت رایانه‌ای وجود دارد؟ به عنوان مثال ، i-Flash برای مکینتاش.

دانش آموز: شوخی می کنید؟ من نمیدونستم. من از یک پاوربوک استفاده می کنم – و در آن جستجو می کنم. این ممکن است مطالعه را کمی سرگرم کننده تر کند.

نمونه سوالات بسته

  • “امروز چه زمانی قصد دارید تکالیف ریاضی خود را انجام دهید؟”
  • “اولین کاری که باید برای پروژه مطالعات اجتماعی خود انجام دهید چیست؟
  • “چه مدت زمان مطالعه برای امتحان فرانسه خود برنامه ریزی کرده ایم؟”
  • “آیا فکر می کنید در سالن مطالعه می توانید در برابر وقت گذراندن با دوستانتان مقاومت کنید؟”
  • “آیا همانطور که گفتید می خواهید ، مقاله انگلیسی خود را تحویل دهید؟”

از آنجا که بخشی از مشاوره شامل سوق دادن دانش آموزان به انجام یک برنامه یا کار بر روی یک هدف است، پرسش‌های بسته ، آن‌ها را قادر می‌سازند تا این برنامه را با ویژگی مناسب توسعه دهند. با این حال ، گاهی اوقات یک سوال بسته به تنهایی کافی نیست. موارد زیر را در نظر بگیرید:

مربی: خب چه ساعتی قصد دارید امروز تکالیف ریاضی خود را انجام دهید؟

دانش آموز: فکر می کنم بعد از اینکه از مدرسه به خانه بروم ، این کار را انجام می دهم.

مربی: آیا معمولاً وقتی از مدرسه به خانه می روید ، تکالیف خود را بلافاصله شروع می کنید؟

دانش آموز: دوست دارم اینطور باشد! اما نه ، من معمولاً میان وعده می خورم ، سپس به فیس بوک می روم تا دوستانم را چک کنم.

مربی: معمولاً چقدر طول می کشد؟

دانش آموز: اوه ، حدود یک ساعت.

مربی: بنابراین اگر ساعت 3:00 از مدرسه به خانه بیایید ، پس اگر من برنامه را از ساعت 4:00 شروع کنم ، فکر می کنید منطقی باشد؟

دانش آموز: بله ، خوب است.

مربی: و چگونه یادتان میماندکه تکالیف خود را شروع کنید؟

این اصطلاح که ” شیطان در جزئیات است” (یک اصطلاح در زبان انگلیسی است به معنی اینکه توجه به جزئیات بسیار مهم است و همیشه امکان دارد مسائل با اهمیت در نگاه کلی و بدون دقت به جزئیات، به چشم نیاید) باید به صورت نوشته بر روی یک قاب بر روی دیوار دفتر هر مشاوری دیده شود.

مربی در نمونه قبلی از پرسش‌های بسته برای کمک به دانش آموزان برای اصلاح برنامه تحصیلیشان استفاده کرد. سؤال آخر اما سؤال باز دیگر است. دانش آموزان مبتلا به کمبود مهارت‌های اجرایی را می توان از طریق یک فرآیند برنامه‌ریزی راهنمایی کرد، به طوری که زمانی آن‌ها دفتر مشاور را ترک می کنند، یک برنامه مفصل از آنچه که آن‌ها قصد دارند  آن روز انجام دهند، در سر داشته باشند. اما اگر آنها به یاد نداشته باشند که از برنامه خود پیروی کنند ، برنامه ریزی به هیچ دید نمیخورد. “چطور به خاطر داشته باشیم که …؟” این سوال باید حداقل یک‌بار در هر دوره مشاوره، به خصوص در مراحل اولیه مشاوره سوال شود.

اسکفولدینگ

اسکفولدینگ تکنیکی است که یک استفاده پله پله از سوالات باز و بسته را با دیگر تکنیک ها برای حمایت از دانش آموزانی ترکیب میسازد تا آنها مهارت جدیدی را بیاموزند بدون اینکه به آنها جوابی بدهند و یا کار را برای آنها انجام دهند.

این بر اساس مفهوم ویگوتسکی از منطقه رشد مجاور یا فاصله بین سطح واقعی رشد است که توسط حل مسئله مستقل و سطح پیشرفت بالقوه مشخص میشود که این نیز توسط حل مسئله تحت نظارت بزرگسالان یا با همکاری همسالان تواناتر تعیین می شود. » (ویگوتسکی ، 1978 ، ص 86).

انواع فعالیت های مربوط به اسکفولدینگ شامل موارد زیر است:

  • تقویت علاقه دانش آموز به این تمرین.
  • دادن راهنمایی جهت کمک به دانش آموز برای تمرکز بر هدف.
  • به دانش آموز کمک کند تا اختلافات بین نتایج خود و نتایج ایده آل را مشاهده کند.
  • کاهش ناامیدی و خطر.
  • دادن بازخورد (به عنوان مثال ، با خلاصه کردن پیشرفت و رفتارهایی که به موفقیت کمک می کند).
  • کمک به درونی سازی ، استقلال ، و تعمیم دادن به سایر زمینه ها

در اینجا چگونگی ایجاد یک اسکفولدینگ توسط یک مربی برای دانش آموزی که نمی داند چگونه وظیفه نوشتن را شروع کند ارائه شده است.

دانش‌آموز: تکلیف علوم من نوشتن در مورد چندتا از نوآوری‌های تکنولوژیکی ۱۵ سال اخیر است که زندگی ما را تغییر داده‌است. نمی‌دانم چطور این کار را بکنم.

مربی: به نظر شما اولین قدم چیست؟

دانش آموز: اول ، من باید تصمیم بگیرم که در مورد چه چیزی بنویسم. من از تكنولوژیهای زیادی استفاده می كنم ، اما نمی دانم در 15 سال گذشته كدام یك اختراع شده است.

مربی: اگر در ابتدا لیستی از نوآوریهای احتمالی را تهیه کنیم؟ بعد چه کاری می توانید انجام دهید؟

دانش آموز: سپس من می توانم آنها را در اینترنت جستجو کنم تا دریابم چه موقع اختراع شده اند؟

مربی: این یک احتمال است. اما اگر این لیست طولانی باشد ، آیا راهی وجود دارد که بتوانید از جستجوی همه موارد در اینترنت جلوگیری کنید؟

دانش آموز: من می توانم آن را به معلم علوم خود نشان دهم و از او بپرسم که در 15 سال گذشته کدام یک ایجاد شده اند.

مربی: آیا معلم علوم شما به این سوال پاسخ می دهد؟

دانش آموز: نه ، او احتمالاً به من خواهد گفت که به تنهایی باید آنها را جستجو کنم.

مربی: بنابراین راه دیگر برای محدود کردن لیست چیست؟

دانش آموز: بزارید ببینم. می توانم از پدرم بپرسم. او احتمالاً می داند.

مربی: شما می توانید این کار را نیز انجام دهید. اما نظرت در مورد اینکه به لیست نگاهی بندازی و مواردی که به آنها علاقه ای ندارید را حذف کنید؟

دانش آموز: ایده خوبی است.

مربی: خوب ، بیایید مراحل شروع نوشتن تکلیف را خلاصه کنیم. اول ، ما باید کاملا مطمئن شویم که تکلیف دقیقا چیست. سپس ما ایده های احتمالی را طوفان مغزی می کنیم تا بتوانیم در مورد آنچه مورد نظرمان است بنویسیم. سپس انتخاب خود را محدود می کنیم ، هم با اطمینان از اینکه آنها مطابق با آنچه هستند که تکلیف از ما خواسته است و همینطور با پیدا کردن مواردی  که به آن علاقه دارید. منطقی است؟

دانش آموز: بله. درست است ، بیایید طوفان مغزی را شروع کنیم ، صبر کنید. من نمی دانم چگونه این کار را انجام دهم.

مربی: طوفان مغزی به معنای ارائه ایده های بسیاری است که نمی توانید آنها را مورد نقد قرار دهید تا زمانی که لیستی کاملی تهیه نکرده اید.

دانش آموز: خوب ، بگذارید ببینیم. من از تلفن های هوشمند استفاده می کنم ، بازی های ویدیویی می کنم و به اینترنت می روم. من فکر می کنم همین باشد.

مربی: مطمئن هستید؟

دانش آموز: فکر می کنم ، این لیست کوچکتر از چیزی است که فکر می کردم.

مربی: چطور است که به یک روز معمولی فکر کنید – چه روزی که به مدرسه میروید و چه روز تعطیل- و به آنچه معمولاً در این روز انجام می دهید فکر کنید؟ برای مثال یکشنبه گذشته را در نظر بگیر.

از لحظه‌ای که صبح از خواب بیدار میشوید تا وقتی که به رختخواب میروید چه کارهایی می کنید که فناوری در آنها دخیل است؟ و همینطور میتونید در مورد آنچه شما با آن فناوری انجام می دهید فکر کنید.به عنوان مثال حدس می زنم که شما کارهای مختلفی را با یک تلفن هوشمند انجام می دهید ، و ممکن است بخواهید درباره فن آوری که در هریک از کارهای روزانه شما درگیر است فکر کنید.

دانش آموز: (با کمک مربی لیست خود را گسترش می دهد و سپس تعدادی را انتخاب می کند که بیشترین علاقه را به آن دارد.)

مربی: خوب ، حالا به من بگویید طوفان مغزی به چه معنی است و نمونه دیگری از تکالیف را برای من بیان کنید که میتوانید در آن از آن استفاده کنید.

دانش آموز: طوفان مغزی به معنای ارائه ایده هایی در مورد چیزی است که شما میخواهید در مورد آن بنویسید و تا زمانیکه لیست خود را تکمیل نکرده اید نمیتوانید در مورد آنها نظر دهید. می توانم از آن برای پروژه بعدی فیزیک خود استفاده کنم که در آن قرار است با یک دستگاه صرفه جویی در نیروی کار روبرو شوم که از ابزارهای ساده استفاده کند.

مربی: آفرین – شما تعریف دقیق و کوتاهب از طوفان مغزی را بیان کردید ، حتی شما به اینکه میتوانید در چه تکلیف دیگری نیز از آن استفاده کنید نیز فکر کردید.

توجه کنید که این مربی چگونه از پرسیدن سوالات باز و ارائه دستورالعمل‌های صریح بسته به آنچه که دانش آموزان به آن نیاز دارند، استفاده می کند. گاهی اوقات سوالات باز برای یوق دادن دانش آموز برای برداشتن گامی در راستای تکلیفش کافی بود در موارد دیگر ، جواب دانش آموز نشان داد كه او انتخاب های خود را زودهنگام محدود کرده است.

همچنین دقت کنید که مربی چگونه مراحل فرآیند را خلاصه می کند. از آنجا که هدف نهایی این است که دانش آموزان قادر شود این فرآیند را به تنهایی تکمیل کند، این خلاصه می تواند این فرآیند را تسهیل کند.

تکنیک های مشاوره

دفعه بعد که دانشجو تکلیف مشابهی داشته باشد، مربی می تواند به او بگوید: “آیا به یاد دارید که هنگام نوشتن یک مقاله در مورد نوآوریهای تکنولوژیکی ، چه مراحلی را طی کردیم؟” اگر دانش آموز نتواند مراحل را به یاد آورد ، مربی می تواند به او کمک کند تا یک لیست یا چک لیست را بنویسد که بتواند به دانش آموز کمک کند.

ارائه دستورالعمل ها یا راهنمایی های واضح در اکثر تعاملات خود با دانش آموزان ، مربیان از تمام مهارتهای ارتباطی که در مورد آنها صحبت کرده ایم استفاده می کنند تا دانش آموزان را به سمتی سوق دهند که خودشان به درک و پاسخ برسند – چگونه آن‌ها به بهترین نحو یاد می‌گیرند، چگونه به انجام تکالیف خود بپردازند، چگونه به خود انگیزه دهند و تصمیم‌گیری‌ها و تعهدات خود را انجام دهند.

با این حال، برخی اوقات، مربیان دستورالعمل‌های مستقیمی را ارایه می‌دهند. به عنوان مثال، مربیان ممکن است به دانش آموزان چگونگی مطالعه برای امتحان، چگونگی نوشتن مقالات، نحوه برنامه‌ریزی پروژه‌های بلند مدت، و یا چگونگی یادداشت‌برداری را آموزش دهند. ما جریان های عادی تدریس را برای این مهارت ها تهیه کرده ، و آنها در پیوست های 11-16 گنجانده شده اند.

برخی دستورالعمل‌های کلی وجود دارند که مشاوران باید هنگام ایجاد یک رشته دستورالعمل های آموزشی برای دانش آموزان در نظر داشته باشند. گاهی از این دستورالعمل ها در ادامه ذکر شده اند (از هافمیستر و لوبک ، 1990) ، که استراتژی های تدریس خوبی هستند که به همه دانش آموزان توصیه می شود.

برخی دیگر برای استفاده دانش آموزان دارای ضعف هایی در مهارتهای اجرایی به کار میروند. به یاد داشته باشید: این دانش آموزان افرادی هستند که حافظه کار ضعیفی، مهارت‌های سازمانی ضعیف، مشکل ایجاد یک برنامه یا مراحل متوالی برای پی‌گیری، و توجه کوتاه مدت هستند.

اگر آنها حس کنند دستورالعمل ها پیچیده، طولانی و یا گیج‌کننده هستند، به راحتی مغلوب و یا زود ناامید می‌شوند. با داشتن این نکات در ذهن، بهترین تدریس می تواند شامل موارد زیر باشد:

  1. بیان اهداف درس از قبل ( به عنوان مثال ” من می خواهم امروز به شما یک فرآیند برای برنامه ریزی پروژه های طولانی مدت آموزش دهم”).
  2. روی یک مرحله یا یک فکر در یک زمان تمرکز کنید و از گمراهی و گیج شدن دانش آموز جلوگیری کنید.
  3. پرهیز از اصطلاحات یا جملات مبهم: این دانش آموزان غالباً در درک گفتار مشکل دارند ، بنابراین در صورتی که شما از این اصطلاحات استفاده کنید می توانید نشانه های گیجی و سردرگمی را در قیافه آنها ببینید. اگر علائمی وجود دارد ، توضیح دهید که منظور آنها چیست.
  4. ارائه مطالب به صورت مراحل كوتاه و راهنمايي هاي صريح ، به صورت مرحله به مرحله.
  5. مدلسازی از مهارت یا فرایندی که آموزش می دهید. یک راه مؤثر برای انجام این کار این است که “با صدای بلند فکر کنید” در حالی که بر روی مهارت خود کار می کنید یا در حال تکمیل کردن تکلیفی هستید. به عنوان مثال، اگر یک دانش‌آموز واقعا از نظر درک آنچه که یک تکلیف از او می‌خواهد سردرگم باشد، شما میتوانید بگویید: ” اگر کسی این تکلیف را بمن بدهد من اینطوری در مورد آن فکر میکنم …” سپس فرآیند تفکری را توصیف کنید که اگر تکلیف به شما داده میشد آن را طی میکردید و یک برنامه بازی گونه بسازید.
  6. ارائه مثال‌های متعدد برای شفاف سازی نکنته ای که شما سعی دارید آن را بیان کنید.
  7. بیان دستورالعملهای مثبت. به دانش آموزان به جای گفتن کارهایی که نباید انجام دهند، کارهایی که باید انجام دهند را گوشزد کنید. همچنین ، از گفتن نظرات ، ترجیحات و تعصبات شخصی خودداری کنید. دستورالعمل ها عبارت های واقعی درباره عملکردهایی هستند که باید انجام شوند.
  8. مکررا چک کنید که درک صورت گرفته است. برای نظارت بر درک دانش آموزان سؤالاتی بپرسید یا از آنها بخواهید چیزی که تازه شنیدند را تکرار ، تفسیر یا خلاصه کنند.
  9. سعی نکنید به یکباره بیش از حد به تدریس بپردازید و زمان زیادی را صرف استفاده از جملات آموزشی نکنید. هنگام کار کردن با دانش آموزان به صورت انفرادی، بیش از چند دقیقه قبل از درگیر کردن آن‌ها در یک تکلیف، با آنها صحبت نکنید.
  10. مدل‌سازی مهارتی که شما آنها را تدریس کرده اید، سپس با استفاده از تکنیک راهنما (اسکفولدینگ، مجبور کردن دانش آموزان به شروع، ارائه نکات لازم، ارائه مدلهای ناتمام) و دادن فرصت به دانشجویان برای انجام تمرینات به صورت مستقل.
  11. فرض کردن این که دانش آموزانی که شما به آنها مشاوره می دهید نمی توانند آنچه را که میشونند با جزئیات و دقیق به یاد نمی آورند که بتوانند به تنهایی آنها را اجرا کنند. هر مهارتی که شما فکر میکنید باید آن را یاد بگیرند بهتر است که به صورت کتبی و یا در حالتی بهتر به صورت یک چک لیست از مراحلی که باید انجام بدهند، ارائه شود.

تحسین بخصوص تکنیک های پیشرفته مشاوره

تحسین روشی قدرتمند برای شکل دادن رفتار است، اما بین تحسین های مؤثر و ناکارآمد (و حتی آسیب رسان) تفاوت آشکاری وجود دارد. وقتی ما برای ویژگی هایی که بچه ها احساس نمی کنند آن را دارند آنها را تحسین می کنیم (“تو خیلی باهوشی!”  ” “چه دختر زیبایی هستی!”  )، اطلاعاتی که ما به آنها می دهیم نمی تواند برایشان مفید باشد زیرا آنها نمیدانند که چطور می توانند این ویژگی ها را حفظ کنند.

مهمتر از آن، گفتن تو باهوش هستی به کسی است زیرا با اینکار ما آنها را از انجام کارهای چالش برانگیز میترسانیم به این دلیل که آنها نگرانن مبادا در آن موفق نشوند و دیگر باهوش نباشند. بهترین نوع تحسین، تحسین کردن آن کاری است که بچه ها انجام داده اند.

تحسین موثر

(1) بلافاصله پس از نمایش رفتار مثبت تحویل ارائه میشود.

(2) جزئیات مربوط به کار درست را مشخص کنید (به عنوان مثال ، “شما کتاب تکالیف خود را بیرون آورده اید بدون اینکه من از شما بخواهم”)؛

(3) اطلاعاتی را در مورد ارزش اجرای کار درست را به دانش آموز ارائه می دهد (به عنوان مثال ، “میدانم که تو در استراتژی هایی را که در مورد آنها صحبت کردیم به یاد سپرده ای و از آنها استفاده میکنی)”.

(4) اجازه می دهد دانش آموز بداند که برای تحقق کار درست سخت تلاش کرده است (به عنوان مثال ، “من می توانم ببینم که شما وقت و فکر زیادی را برای این کار صرف کرده اید”) ،

(5) دانش آموز را ترغیب کنید تا از رفتارهای مرتبط با تکالیفشان بیشتر درک کنند و در مورد حل مسئله بیشتر فکر کنند ( به عنوان مثال” من روشی که شما در آن از طوفان مغزی استفاده می کنید تا ایده های زیادی را جمع آوری کنید قبل از اینکه آنها را مورد بررسی قرار دهید را دوست دارم).

یک قاعده کلی این است که در مقابل یک جمله انتقادی باید سه جمله مثبت به دانش بگویید. در حقیقت، تحقیقات قابل‌توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد تنها استفاده از تحسین به این شکل می‌تواند منجر به تغییر رفتار به صورت مثبت شود.

به همین دلیل ما توصیه می کنیم که پیشرفت یا نزدیک شدن به رفتار درست را تحسین و تقویت کنید ( به عنوان مثال : به نظر میرسد که شما دیشب در تکالیف ریاضی بیشتر از تکالیف ریاضی قبلی خود وقت صرف کرده اید) . گاهی اوقات تحسین کردن نوجوانان می تواند فریب دهنده باشد.

مهمتر از همه ، این باید واقعی باشد.

دانش آموزانی که موفقیت های تحصیلی در مدرسه نداشته اند و یا مشکلاتی در یادگیری دارند تحسین کمتری را در رابطه با تکالیف مدرسه دریاقت کرده اند و یا تحسین هایی که دریافت کرده اند توخالی و پوچ بوده است.

در نتیجه رادار درونی آنها می تواند تشخیص دهد زمانهایی را که افراد تنها برای خوشحال کردنشان چیزهای خوبی به آنها می گویند بدون اینکه کار خاصی برا خوشحال بودن انجام داده باشند. علاوه بر این، با تعریف مهارت‌های اجرایی، ما احتمال اینکه دانش آموزان به تمرین این مهارت‌های پرزحمت ادامه دهند را افزایش می‌دهیم. در اینجا چند مثال آورده شده است:

  • “سلام ، شما خیلی به موقع به اینجا رسیدید. مهارت های مدیریت زمان خوبی دارید!”
  • “به نظر می رسد که شما می تواند با استفاده از این لیست چک هر آنچه را که برای آوردن به خانه از مدرسه لازم دارید را به خاطر بسپارید.”
  • “من می دانم که از من عصبانی شدی ، اما به نظر می رسید که شما برای کنترل احساسات خود سخت تلاش کرده اید.”
  • ” سه شب گذشته ، شما برنامه تکالیف خود را فقط به روشی که برایتان نوشته شده بود ، دنبال کرده اید. فکر می کنم مهارت های شروع کار شما واقعاً پیشرفت داشته است.