نظریه ی پیوند:

آشفتگی رابطه عاطفی

آشفتگی-رابطه-عاطفی نظریه ی پیوند به ما میگوید کسی که او را دوست داریم در زندگی پناهگاه ماست.

وقتی آن شخص از نظر عاطفی در کنار ما نباشد، حس میکنیم در این جهان بی دفاع و تنها رها شده ایم.

هجمه ای از احساسات ـ عصبانیت، اندوه، آسیب دیدن و از همه مهمتر ترس – به سراغ مان می آید.

این اتفاق کاملاً طبیعی ست. احساس قطع ارتباط با کسی که او را دوست داریم باعث احساس ناامنی میشود و آمیگدال مغز مثل ساعت شماطه داری به صدا در می آید و پیغام میدهد.

نظر مركز علوم اعصاب و روان دانشگاه نیویورک در رابطه با آشفتگی رابطه عاطفی

يكي از  متخصصين مركز علوم اعصاب و روان دانشگاه نیویورک میگوید:

این منطقه یعنی آمیگدالای مغز که بادامی شکل است؛ در واقع مرکز اصلی ترس در وجود ماست و باعث میشود سریع و بدون فکر بر اساس واکنش آن دست به عمل بزنیم.

همه ی ما وقتی با والدین یا همسرمان اختلاف نظری داریم یا جرو بحث میکنیم تا حدی احساس ترس داریم.

ولی کسانی که به طور کلی احساس امنیت می کنند سریع از این وضعیت خارج میشوند .

چون میدانند اگر از شریک زندگی شان بخواهند دوباره اوضاع را آرام کرده و عشق خود را به آنها نشان میدهند.

به این ترتیب ترس و نگرانیشان از بین میرود و متوجه میشوند، چیزی واقعاً آنها را تهدید نمی کند.

ولی برای کسانی که در  آشفتگی رابطه عاطفی هستند، ارتباط چندان نزدیکی با هم ندارند و از این بابت احساس امنیت نمیکنند این ترسها فلج کننده‌اند.

نظر یاک ‘پانکسپ متخصص اعصاب و روان دانشگاه واشینگتن درآشفتگی رابطه عاطفی

یاک ‘پانکسپ متخصص اعصاب و روان دانشگاه واشینگتن میگوید چیزی به نام آشفتگی رابطه عاطفی شدید، اولیه یا اصلی بر ما حاکم میشود و در این موقعیت ما یکی از این دو کار را میکنیم:

  1. یا سعی میکنیم از شریک زندگی مان بخواهیم تا دوباره اوضاع را آرام کند و بابت عشقی که به ما دارد به ما اطمینان بدهد و این وابستگی مان را عمیق تر میکند.
  2. یا برای اینکه خودمان را آرام کنیم از او دور میشویم و وانمود می کنیم به او نیازی نداریم.
  3. یا به او میگوییم: «به من نگاه کن و کنارم باش چون بهت نیاز دارم» یا «نمی ذارم به به من آسیب بزنی چون خودم رو به را به راحتی پیدا می کنم و و اوضاع رو تو دستم میگیرم.»

ما در ندای امید این راهکار را به طور ناخودآگاه برای مقابله با ترس ناشی از قطع ارتباط در پیش میگیریم.

اوایل معمولاً به نظر می رسد مؤثر و مفید است.

ولی هرچه اضطراب در ارتباطها افزایش پیدا میکند، زوجها بیشتر به این راهکار پناه میبرند.

دور باطل احساس ناامنی ناشی از آن باعث میشود از هم دورتر شوند، و هر روز ناامنی در آنها، بیشترشود.

آنها به دفاع از خود رو می آورند و هر کدام در مورددیگری و ارتباطی که با هم دارند، بدترین فکر ممکن را می کنند.

اگر ما شریک زندگی مان را دوست داریم چرا وقتی درخواست محبت می کند نباید به درخواستش توجه کنیم و به او پاسخ درستی بدهیم؟

  1. چون در بیشتر موارد ارتباط درستی با هم نداریم از هم دور افتاده ایم و هر کس مشغول کارهای خودش است.
  2. ما بلد نیستیم با زبان پیوند صحبت کنیم و به درستی بگوییم به چه چیزی نیاز داریم و آن چیز چقدر برای ما مهم است.
  3. ما معمولاً با تردید با هم صحبت میکنیم، چون از نیازهای خودمان مطمئن نیستیم و نمیدانیم خواسته ی ما چیست.
  4.  با زبانی با هم صحبت میکنیم که به جای اعلام نیاز به محبت، خشم و درماندگی مان نمایان میشود و این نشان میدهد به ارتباطی که بین ما هست اعتمادی نداریم.
  5. به جای این که از یکدیگر درخواست کنیم، از یکدیگر توقع میکنیم و در نتیجه به جای این که به آغوش هم بیاویزیم، با هم دعوا می کنیم.

بعضی از ما سعی میکنیم نیاز طبیعی مان به ایجاد پیوند و علاقه را کم کنیم و نیازمان را پنهان میکنیم.

بارزترین جلوه ی این اشتباه در آشفتگی رابطه عاطفی، تمرکز روی مسئله یمان ناکامل باشیم جنسی ست.

در زندگی پیام های مبهمی که به یکدیگر میدهیم  هم نمی تواند به درستی به شریک زندگی مان آن پاسخ جنسی را بدهد.

3.7/5 - (3 امتیاز)