تعریف و مراحل به وجود آمدن عشق در انسان
20
فوریه

تعریف و مراحل به وجود آمدن عشق در انسان

عشق چیست:

عشق یا دوست داشتن بیش از حد، احساسی فراتر از کلمات و توصیفات است که  انسان را درزندگی با تجربه های شگفت انگیزی روبه رو می کند. این مقاله با هدف تعریف و مراحل به وجود آمدن عشق در انسان به بررسی چگونگی شکل‌گیری ،مراحل به وجود امدن عشق(جذب شدن،رویا پردازی،تلاش ورشد،اعتماد) ، تأثیرات و نقش آن در زندگی فردی و جوامع مختلف، به جزئیات این احساس فراگیر می‌پردازد. در کام اول به تعریف عشق می پردازیم.

عشق چگونه تعریف میشود.

تعاریف متفاوتی از دوست داشتن بیش از حد در فلسفه، روانشناسی، و ادبیات وجود دارد که هر کدام رادر ادامه  به صورت جداگانه و مفصل توضیح می دهیم .

عشق در فلسفه  اینگونه تعریف می شود:

در فلسفه به شکل‌ها و زوایای مختلفی بررسی شده است. یکی از مشهورترین تعاریف توسط فیلسوفان اغلب به عنوان “عشق افلاطونی” شناخته می‌شود. افلاطون، در اثرهای خود، به ویژه در “فدو” و “بانی”، مفهوم عشق را نه تنها به عنوان مفهومی پراز اراده به پیشرفت ودرستکاری بلکه یک احساس عاطفی مطرح شده است. بر اساس این دیدگاه، دوست داشتن بیش از حد نمونه  تازه‌آفریده‌ای از آسمان تلقی شده و فرد را به سوی ایده‌ها و زیبایی‌های دنیای ایده‌آل می‌کشاند.تعاریف متفاوت عشق در فلسفه، روانشناسی، و ادبیات

دیگر فیلسوفان نیز با توجه به جهت‌گیری‌های مختلف فلسفی خود، تعاریف متنوعی از دوست داشتن بیش از حد ارائه داده‌اند. برخی از آنها عشق را به عنوان نقطه آغاز و تحول فردی می‌دانند، در حالی که دیگران آن را به عنوان عاملی برای توجه به دیگران و ایجاد ارتباطات انسانی مهم توصیف کرده‌اند. این تعاریف معمولاً با دیدگاه‌های فلسفی مختلف دربارهٔ انسان، جامعه، و زندگی هماهنگی دارند که دراین رابطه گروه گسترده‌ای از فیلسوفان نظر های مختلفی دراثرهای خود داده اند.

مثلا:

  • افلاطون:

اوبا تفسیرهای عمیق و اسپیریتوال دوست داشتن بیش از حد در اثرهایش مطرح شده است.

  • ریستوتل:

ایشان در اثر “اخلاق نیکوماخوس”، به تحلیل دوست داشتن بیش از حد به عنوان بخشی از زندگی اخلاقی انسان پرداخت.

  • کیرکگور:

فیلسوف دانمارکی، سورن کیرکگور، در اثرهایش به ابعاد انفصال و دوست داشتن بیش از حد در زندگی انسانی می‌پردازد.

  • ارتین هایدگر:

هایدگر به جهت‌گیری‌های فلسفی خود دربارهٔ وجود و زندگی، نظریاتی در مورد عشق و ارتباطات انسانی ارائه داده است.

  • جین پل سارتر:

فلسفهٔ فرانسوی معاصر، سارتر، به تأثیرات دوست داشتن زیادی در زندگی انسانی و مفهوم آزادی احساسی پرداخته است.

عشق درروانشناسی اینگونه تعریف می شود:

از دیدگاه روانشناسی، دوست داشتن بیش از حد یکی از احساسات پیچیده و بنیادی انسانی است، که در دامنهٔ عواطف و ارتباطات اجتماعی بسیار مهم می‌باشد. تعریف عشق از دیدگاه روانشناسی ممکن است متنوع باشد، اما برخی از جنبه‌های آن شامل موارد زیر می‌شوند:

  • اتحاد و اتصال انسانی:

عشق به عنوان یک احساس نزدیکی و اتحاد با دیگران، به ویژه در روابط عاطفی و خانوادگی، تشریح می‌شود. این احساس معمولاً به ایجاد اتصال عاطفی و رابطه عاطفی عمیق با دیگران منجر می‌شود.

  • احساس مراقبت و توجه:

دوست داشتن بیش از حد ممکن است به عنوان یک احساس مراقبتی توصیف شود که فرد به دیگران ارائه می‌دهد. این احساس معمولاً در روابط خانوادگی، دوستی، یا روابط عاطفی شدیدتر وجود دارد.

  • پیوستگی به احساسات و شهود:

دوست داشتن زیادی ممکن است با پیوستن به احساسات عمیق و شهود فردی همراه باشد. این احساسات می‌توانند شامل شور و شوق، احساس امنیت، ترس از از دست دادن و… باشند.

  • پایداری در طول زمان :

عشق در روانشناسی به عنوان یک احساس پایدار و مستدام مطرح می‌شود که با گذشت زمان تغییرات کمی می‌کند و توانایی ایجاد پیوندهای دائمی را دارد.

تعریف‌های روانشناسی شيفتگي معمولاً از چندین جنبه مختلف بهره می‌برند و تحلیل این احساس از نظر شناختی، احساسی، و اجتماعی انجام می‌شود.دراین زمینه نیز تعداد زیادی از روانشناسان در طول تاریخ به مطالعه و تحلیل پرداخته‌اند. برخی از معروف‌ترین روانشناسان که در این رابطه موثر بوده‌اند عبارتند از:

  • آبراهام مازلو:

 او به تحلیل‌های خود در مورد نیازها و مفهوم عشق در تئوری نیازهای انسانی (نظریه پیرامون-پنجه‌های نیاز) مشهور است.

  • زیگموند فروید:

 بنیان‌گذار روان‌کاوی، فروید نظریه‌های خود در مورد دوست داشتن بیش از حد را در ارتباط با پویای روابط انسانی و اثرات نقش‌های نهان ذهنی مطرح کرد.

  • جان الدر:

نظریهٔ معروف «الدر» در مورد پیوسته بودن انسان‌ها به دیگران و ایجاد رابطهٔ عشقی به وسیلهٔ تصویرهای ذهنی، از جمله دیدگاه‌های اوست.

  • کارلراجرز:

او در تئوری “انسان چیست” به بررسی نیازهای روانی انسان و ارتباط آن با پدیدهٔ عشق پرداخت.

  • اریک فروم:

فروم با تاکید بر نیاز به اتحاد و عشق در کتاب “هنر عشق” به بررسی جوانب روانی عشق می‌پردازد.

این فرهنگ غنی از تئوری‌ها و تحلیل‌های روانشناسانه به درک بهتر از جوانب مختلف عشق و ارتباطات انسانی کمک کرده است.

تعریف عشق از نظر ادبیات

به عنوان یک موضوع متنوع و پیچیده ظاهر می‌شود و از دیدگاه نویسندگان مختلف به شکل‌ها و ابعاد متنوعی تبدیل شده است. در بعضی از تعاریف ادبیاتی، دوست داشتن بیش از حد به عنوان یک تحول‌آفرین ودر بعضی دیگر به صورت یک وضعیت درونی عمیق و مبهم توصیف می‌شود. تعریفات مختلف عشق از نظر ادبیات شامل موارد زیر می‌شوند:

عنوان تعریف درآثار ادبی ودیدگاه نویسندگان
تحول در داستان شخصیت‌ها را از حالتی به حالت دیگر منتقل می‌کند.
انگیزه انگیزه اصلی برای انجام اعمال و تصمیم‌های شخصیت‌ها مطرح اثر می‌شود.
شکل‌دهنده هویت یک عامل مهم در شکل‌دهی هویت فردی شخصیت‌ها در آثار خود معرفی می‌کنند.
درد و شیرینی این دیدگاه نشان‌دهندهٔ آشنایی عشق با درد و شیرینی، به تعادل یا عدم تعادل در روابط عاطفی است.
موضوع اصلی در بسیاری از داستان‌ها و شعرها نویسندگان به تجسم زیبا و عمیق این احساس می‌پردازند.

در ادبیات، دوست داشتن بیش از حد به عنوان یک موضوع متنوع و شگفت‌آور ترسیم شده و از زوایای مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

تعداد زیادی از نویسندگان و شاعران در طول تاریخ به مفهوم عشق پرداخته‌اند و آثاری خلق کرده‌اند که از زوایا و ابعاد مختلف به این احساس مهم انسانی نگاه می‌کنند. برخی از مشهورترین نویسندگان و شاعران که در این رابطه نظر داده‌اند عبارتند از:

  • ویلیام شکسپیر:

 نمایانگر عشق در آثار بسیاری از نمایشنامه‌ها و سونت‌های خود بوده است، از جمله “رمئو و ژولیت” و “هملت”.

  • جلال‌الدین محمد بلخی (مولانا):

 در “مثنوی معنوی”، مولانا به شکل‌ها و جوانب مختلف دوست داشتن بیش از حد، به ویژه دوست داشتن خدا، پرداخته است.

  • جین اُستن:

نویسندهٔ معروف “گنجینه‌ای از واژه‌های برگزیده” که در کتاب‌های خود به توصیف عشق و احساسات عمیق می‌پردازد.

  • چارلز دیکنز:

 در رمان‌های خود مانند “زمان بهتری” و “داستان دو شهر”، دیکنز به شکل‌های مختلف عشق و اثرات آن در زندگی اجتماعی اشاره کرده است.

  • الیور وندل هولمز:

شاعر آمریکایی مشهور که در اشعار خود به زیبایی و پیچیدگی‌های عشق پرداخته است.

این نویسندگان و شاعران با زبان‌های خود و از دیدگاه‌های مختلف به اظهار نظر دربارهٔ عشق پرداخته‌اند و اثرات گسترده‌ای در ادبیات جهان به جا گذاشته‌اند.

عوامل موثر بر عشق:

نقش عشق در روابط عاطفی:

  • رابطه عشق با رشد فردی و روابط زناشویی.
  • چگونگی مدیریت تغییرات و چالش‌ها در ارتباطات عاطفی.

عشق در هنر و ادبیات:

  • نقش عشق در آثار هنری و ادبی معروف.
  • تأثیر عشق بر خلاقیت و الهام‌گرفتن از هنرمندان

مراحل به وجودآمدن عشق

شما میتوانید مراحل به وجود آمدن عشق در انسان که در زیر امده است را مطالعه نمایید؛ در هر مرحله که بودید از یک مشاور خانواده و زوج کمک بگیرید :

  1. جذب شدن
  2. رویاپردازی
  3. تلاش ورشد
  4. اعتماد

مرحله اول

جذب شدن : احساس جرقه‌ای ازمیل وعلاقه

دراین مرحله میخواهیم بدانیم این فرد ارزش زمان وتلاش مرا دارد؟

دراین مرحله فرد موجی از امید وباور را احساس میکند توجه عمدتاً برظاهر ورفتارهاست ودرابتدا بخود می گوید: شاید این فرد مناسبی باشد… به مرور احساس علاقه و کنجکاوی اورا به جایی می‌رساند که احساس می کندکه فرد مدنظر را پیدا کردم . جذابیت ظاهری و رفتارهای نمایشی همه دید فرد را پرکرده است و فقط رفتارهای مورد علاقه خود را میبیند.

مرحله دوم

رویاپردازی: سایه انداختن رویاهابر خواسته ها و نیازهای فرد

دراین مرحله همه تلاش فردمتمرکز برکنار گذاشتن انتظاراتش در ذهن خود فهرستی از ویژگیهای طرف مقابل دارد؛ که اغلب بسیار جزیی یا جلوه های ازمحاسن است و ممکن است رویاها را بی توجه به چالشها واسیبهایی که هرفردممکن است درزندگی داشته باشد،تبدیل به نیاز کند و انتظارات خاص ازطرف مقابل دراوشکل میگیرد

مرحله سوم

تلاش ورشد:

ماندن در رابطه ، عاشق شدن وعاشق ماندن که در این راستا افراد که عاشق یکدیگر هستند هر ساله در یک روز، بنام ولنتاین  وایرانیان باستان درروز سپندارمذگان جشن میگیرند ولی در اینجامنظور ما توضیح ولنتاین یا سپندارمذگان نیست بلکه دراین مرحله،روبروشدن بامسائل واختلافات ،تصمیم گیری برای پذیرش وحل وفصل آنها با تلاش است،اگاهی یافتن از مواردی در رابطه به آسانی کسب نمیشود، اغلب آنرا دوست ندارند و آنرا باری بردوش خودمیدانند.نوعی طفره رفتن از مسایل دشوار است لازمه داشتن یک رابطه خوب ، تلاش برای اصلاح اشتباه هات می باشد.اگراین کارها را یک زوج انجام دهند میتوانند در کنارهم رشد کنند.

مرحله چهارم

اعتماد:

این مرحله پس از گذراندن مراحلی از طریق اعمال، افکار و گفتار طرفین شکل می‌گیرد قابل اعتماد بودن یعنی هماهنگی بین تفکرات و گفتارورفتار درعمل است صرفاًدرمیان گذاشتن مسایل خود ویا رفتارهای مثبت مقطعی دلیل برشکل گیری اعتماد نیست عمل به قول، آموزشی است که به طرف مقابل داده می‌شودتا انعکاس عمل او باشد.

برای مطالعه بیشتر شما میتواندبه مقالات زیر مراجعه نمایید :

  1.  مشاوره و پاسخگویی عاطفی کلید یک عمر زندگی با عشق
  2. عوامل موثر بر عشق در خانواده ونکات طلایی حل اختلاف
5/5 - (1 امتیاز)